سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مترقی ترین مدل حکومت

ارسال شده توسط مهدی در 92/1/19:: 1:26 صبح

حکومت اسلامی

[پاراگراف اول] درست 1444 سال پیش در طول بیست و سه سال دینی نازل شد با قوانینی جامع برای اداره انسان، قوانینی که بر اساس فطرت و نیاز بشر وضع شده بود و شعاعش به سرتاسر حیات انسان می رسید، قوانینی که برای اجرا وضع شده بودند نه برای تماشا؛ و اجرای اکثر بندهای آن نیازمند دست قدرتمندی بود به نام حکومت.

 [پاراگراف دوم] هجرت پیامبر اسلام(ص) به شهر یثرب منجر شده بود به بوجود آمدن جامعه کوچکی متشکل از جمعیتی مسلمان که به حکومت آن قوانین سر تسلیم نهاده و به حاکمیت واضع آن قوانین(خدا) راضی شده بودند. آنها دریافته بودند که حق حاکمیت بر انسان مختص به خداست نه هیچ کس و هیچ چیز دیگر(طاغوت).«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون‏» آنها بر سر دوراهی ولایت خدا و ولایت طاغوت، قدم در راه ولایت خدا نهاده بودند و آن به آن از شلوغی بی راهه ولایت طاغوت دورتر و دورتر می شدند.

[پاراگراف سوم] و خداوند حضرت رسول(ص) و دوازده جانشین او را بر منصب حاکمیت بر مومنین گماشت تا با تضمین اجرای قوانینی که وضع کرده بود لطفش را بر بندگان تمام کند.« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏» و اینچنین ریسمان حاکمیت الله به رشته امامت گره خورد.

[پاراگراف چهارم] اما در پی حوادثی که بعد از دوران حکومت رسول(ص) به وقوع پیوست، حاکمان الهی بعد از حضرت رسول(ص) از حق خود مسلوب شدند. انسان ها در یازده امتحان رفوزه شدند تا اینکه ذخیره آخر خدا از دیده ها پنهان شد. ولی اجرای قوانین هنوز نیازمند به وجود قدرت حاکمه بود، اما نه حکومت طاغوت.

[پاراگراف پنجم] در عصر غیبت چه باید کرد؟ جواب این سوال را عقل می دهد. عقل می پرسد آیا حاکم غائب جانشینی برای خود تعیین نکرد؟ تحقیق می گوید کرد. او چهار جانشین خاص تعیین کرد و بعد از آنها فقهاء را به عنوان جانشینان عام خود معرفی نمود و فرمود:«أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِم»(ترجمه: در مورد حوادثی که برای شما پیش می آید به راویان حدیث ما رجوع کنید، همانا آنها حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها هستم.) به فقهاء حق حکومت داد تا قوانین الهی را اجرا کنند و اینچنین فقهاء حلقه آخر زنجیره حکومت خدا شدند.

[پاراگراف ششم] حکومت اسلامی بر پایه حکومت خدایی است که خالق انسان و جهان است و علم کامل به خلقت انسان و نیازمندی های او دارد و می داند که نیک بختی و بدبختی انسان در گرو چیست. حکومت خدا، انسان را از حکومت طاغوت می رهاند تا از زنجیر دیکتاتوری آزاد شود. حکومت خدا با اومانیسم مبارزه می کند زیرا خواهان کرامت انسان است. حکومت خدا با لیبرالیسم مبارزه می کند زیرا طرفدار آزادی انسان است.«وَ لَا تَکُنْ‏ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّا»(ترجمه: بنده غیر خودت نباش در حالی که خداوند تو را آزاد خلق کرده است.)

[پاراگراف هفتم] حکومت خدا و کسانی که خدا آنها را بر منصب حکومت گماشته، همسو با سعادت بشر است و گرچه هیچ حکومتی به توانمندی حکومت امام معصوم نیست اما در عصر غیبت بهترین گزینه، پذیرفتن حکومت نُوّاب عام امام معصوم است. همیشه جدیدترین چیز، لزوماً پیشرفته ترین چیز نیست، گاهی یک چیز قدیمی در نهایت حد پیشرفت قرار دارد و چون حکومت خدا از آن چیزهاست، حکومت فقیه مترقی ترین مدل حکومت است.



ابزار هدایت به بالای صفحه

مترقی ترین مدل حکومت - وبلاگ خورشیدها
بازدید امروز: 36 ، بازدید دیروز: 43 ، کل بازدیدها: 105772
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ